سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
284
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
فرع سپس مرحوم شارح مىفرماين : اگر واطى بالغ بود و حيوان موطؤ را در غير بلد فعل به شخصى فروختند كه عالم به حال نبوده و از موطوئه بودن حيوان اطّلاعى نداشته باشد و پس از خريدن به آن آگاه شد به احتمال قوى مىتوان گفت براى وى خيار فسخ مىباشد مشروط به اينكه از نظر عالم و مطّلع به حال وطى مستلزم نقصان قيمت باشد چه آنكه موطوئه بودن عيب بوده لاجرم كسى كه به آن آگاه باشد قيمت آن را كمتر از غير موطوئه مىداند و هرگز مطابق با غير موطوئه بر خريدنش اقدام نمىنمايد . قوله : يلزمها قيمته : ضمير تثنيه به طفل و مجنون و ضمير در [ قيمته ] به موطؤ عود مىكند . قوله : لانّه بمنزلة الاتلاف : ضمير در [ لانّه ] به وطى راجعست . قوله : و حكمه غير مختص بالمكلّف : ضمير در [ حكمه ] به اتلاف راجعست . قوله : فان كان لهما مال : ضمير در [ لهما ] به طفل و مجنون راجعست . قوله : و الّا : يعنى و ان لم يكن لهما مال . قوله : اتّبعا به بعد اليسار : ضمير تثنيه نائب فاعلى در [ اتّبعا ] به طفل و مجنون راجع بوده و اين كلمه يعنى مورد تعقيب قرار ميگيرد و ضمير در [ به ] به وطى راجع مىباشد . قوله : و لو كان المقصود منه الظهر : ضمير در [ منه ] به حيوان موطؤ راجعست و مقصود از [ الظهر ] اينست كه از حيوان جهت باربرى